March 2009

ویدیوی روز: پت و مت، کمودور را زیادی جدی می‏گیرند!

این ویدیو در سال 2004 و دقیقا بر اساس سری کلاسیک پت و مت در دهه 70 میلادی درست شده است. من خیلی خوشم آمد. شما هم ببینید.

ساخته Tom و Knut شرکت Tomidland

ویدیوی روز: آنگاه که همه تویت می‏کنند

آنگاه که Jon Stewart در The Daily Show تویتر و تویت کردن را مسخره می‏کند یعنی کار تویتر خیلی خوب گرفته است. راستش من از این جور بازی‏ها خوشم نمی‏آید و گر نه من هم یک تویتر درست می‏کردم و تویت می‏کردم (-;

منبع: Techcrunch

برگزاری کارگاه برنامه‏نویسی وب برای مربیان استان قم

امروز کارگاه آموزش برنامه‏نویسی وب برای افزایش توانایی‏های فنی و دانش برنامه‏نویسی مربیان استان قم را برگزار گردم و من مربی کارگاه بودم.

اهداف کارگاه

  • آشنایی با مفاهیم طراحی وب
    • بازآموزی CSS
    • آشنایی با کارکرد Web Server
    • آشنایی با ارتباط Web Server و PHP
    • درک تفاوت کدهای Client-Side و Server-Side
  • یک نگاه سریع به زبان PHP
    • سایتهایی که با PHP نوشته ‏شده‏اند
    • OOP شدن PHP 5 یک تحول بزرگ و اساسی
    • آشنایی با ویژگی‏های اولیه زبان PHP و آشنایی با عملگرها و متغییرها
    • آشنایی با آرایه‏ها در PHP
    • به کارگیری بانک اطلاعاتی در PHP
  • نوشتن یک Weblog کوچک با PHP
    • طراحی سیستم Template
    • آشنایی با ارسال اطلاعات به PHP از طریق فرم
    • کاربرد عملی بانک اطلاعاتی

فایل Powerpoint این کارگاه را می‏توانید از پیوست این نوشتار بارگزاری کنید.

پیوندهای سودمند

البیک، فاکتورهای خود را درست کرد!

چند وقت پیش نوشته بودم که رستوران البیک در فاکتورهای خود نام یک رستوران آمریکایی را می‏زند و ظاهرا دستگاههای خرید از این رستوران در ایالت مریلند آمریکا خریداری شده و البیکی‏ها حال و حوصله تغییر نام را نداشته‏اند. شرح کامل ماجرا در آن نوشته بخوانید.

ولی هفته پیش که دوباره گذرم به البیک افتاده بود، دیدم که البیک عنوان را در فاکتورهای خودش اصلاح کرده و اسم و آدرس شعبه خودش را در قم نوشته است. توی این مدت افراد زیادی با جستجوی واژه «البیک» به وبلاگ من آمده بودند و این احتمال هست که مسئولین البیک هم با جستجوی اسم رستوران خودشون این نوشته را دیده‏اند و یادشان آمده است که این موضوع اهمیت دارد و مردم متوجه آن می‏شوند و عنوان و اسم را تغییر دادند. (-;

مدل تجاری reCAPTCHA یا چگونه از همه به سودِ خودمان بیگاری بکشیم؟

بیگاری کشیدن یعنی کسی را به کاری گماردن و مزدی به او پرداخت نکردن. این دقیقا کاری است که یکی از بزرگترین و مشهورترین سرویسهای کپچا با نام reCAPTCHA انجام می‏دهد.

به زبان خیلی ساده کپچا آزمونی است که تشخیص می‏دهد، کاربر یک پایگاه اینترنتی، انسان است یا یک روبات. این مسئله از ارسال پیامهای Spam به دست روباتهای که فرستادگان Spam می‏نویسند جلوگیری می‏کند. معمولا کپچا یک تصویر است که کاربر باید معادل نوشتاری آن را بنویسد و از آن جایی که معمولا این تصویر با Noiseهای همراه است تشخیص آن با OCR به دست یک روبات امکان‏پذیر نیست.

reCAPTCHA، یکی از سرویس‏دهندگان مشهور فرستادن کپچا است که کاملترین برنامه کپچا را برای مدیران پایگاهها فراهم کرده. این سیستم ویژگی‏های زیادی دارد؛ برای نمونه این سیستم با به کارگیری فن‏آوری AJAX (در صورتی که تشخیص تصویر فراهم شده برایتان دشوار باشد) امکان تغییر تصویر را بدون نیاز به بازخوانی صفحه فراهم می‏کند. همچنین امکان خواندن صوتی کپچا نیز در این سیستم فراهم شده است. همچنین این سیستم با زبانهای برنامه‏نویسی گوناگونی هماهنگ شده و ابزارهای لازم برای گذاشتن آن در سایت‏های گوناگون فراهم شده است.

reCAPTCHA، تمام این کارها را برای شما رایگان انجام می‏دهد. اما پرسش اصلی این جاست که مدل تجاری این سیستم چیست و دقیقا چگونه پول در می‏آورد؟

واقعیت ماجرا این است که reCAPTCHA از همه مردم دنیا بیگاری می‏کشد. برخلاف تصور، این شما هستید که برای reCAPTCHA کار می‏کند نه reCAPTCHA برای شما. این شرکت در دیجیتالی کردن کتاب، روزنامه و متون قدیمی فعالیت می‏کند و گاهی به دلیل آسیب‏هایی که به این کاغذها وارد شده امکان تشخیص متون با کمک OCR نیست. reCAPTCHA کلماتی را که در این نوشته‏ها با OCR خواندنی نبوده‏اند را جدا کرده، به شما نشان داده و از شما می‏خواهد که آن را تایپ کنید.

اما پرسش اصلی این جاست که وقتی این نوشته‏ها OCR نشده‏اند و از این رو معادل نوشتاری آنها مشخص نیست، reCPATCHA چگونه متوجه می‏شود که شما نوشته را درست وارد کرده‏اید یا نه؟

راه حل reCAPTCHA برای این پرسش، راه حلی بسیار ابتکاری و خلاقانه است که در قالب یک مقاله علمی ارائه شده. ترفند این شرکت به زبان خیلی ساده به این شکل است که به کاربر دو کپچا نشان داده می‏شود. متن تصویر اول ناشناخته و متن تصویر دوم شناخته شده است. حالا اگر کاربر تصویر دوم را درست تشخیص دهد، سیستم احتمال می‏دهد که کاربر تصویر اول را هم درست تشخیص داده است. در صورتی که کاربران زیادی تصویر اول را به یک شکل تشخیص دهند، این واژه هم به فهرست واژه‏هایی که درست تشخیص داده شده‏اند، افزوده می‏شود. به این ترتیب همه کاربران پایگاههایی که خدمات reCAPTCHA را به کار می‏گیرند در حال تشخیص واژه به واژه متونی هستند که reCAPTCHA در حالی دیجیتالی کردن آنها است.

مدل تجاری reCAPTCHA یکی از خلاقانه‏ترین، حساب شده‏ترین و سودمندترین روشهای تجاری است. در این معامله هیچ کسی زیان نمی‏کند. مدیران پایگاهها ابزار بسیار مناسبی را در اختیار خواهند داشت تا از ثبت نام روبات‏های فرستادگان Spam یا ارسال اطلاعات توسط این روباتها جلوگیری کند و متون مورد نظر reCAPTCHA هم آرام آرام بدون این که تلاشی بکنند در حال دیجیتالی شدن است و در برابر دیجیتالی کردن این متون نیز هزینه دریافت می‏کنند.
کاربران معمولی هم در این میان زیان نخواهند کرد؛ زیرا که چه با این سیستم چه با سیستم دیگری به هر حال آنها می‏بایست برای این که ثابت کنند که انسان معمولی بوده و یک روبات نمی‏باشند یک کپچا را حل کنند. برای آنها تفاوتی نخواهد کرد که حل کردن این کپچا به پول درآوردن کسی دیگری منجر شود یا نشود.

نوشته‏ای درباره MVC و برنامه‏نویسی یک گالری با PHP

فرید احمدیان نوشته خوبی درباره MVC و نوشتن یک گالری با PHP نوشته است. اینجا بخوانید.