امروز دلم گرفته است و حسابی ویر شعرم میآید:
دلی که غیب نمای است و جام جم دارد / ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد
به خط و خال گدایان مده خزینه دل / به دست شاهوشی ده که محترم دارد
نه هر درخت تحمل کند جفای خزان / غلام همت سروم که این قدم دارد

رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست / نهد به پای قدح هر که شش درم دارد
زر از بهای می اکنون چو گل دریغ مدار / که عقل کل به صدت عیب متهم دارد
ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان / کدام محرم دل ره در این حرم دارد
دلم که لاف تجرد زدی کنون صد شغل / به بوی زلف تو با باد صبحدم دارد
مراد دل ز که پرسم که نیست دلداری / که جلوه نظر و شیوه کرم دارد
ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست / که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد
هدی خانم
پس چی شد
این سیمفونی
ادامه اش کجاست
بابا بیخیال شید
صد سال پیش دلشون گرفته بود
حالا هی هرکی از راه میرسه یه چیز میگه.
درود بر هدی خاتون غمگین !
از صمیم قلب دعا می کنیم که شاید رجوع به شادی فراهم شود.
ارادت داریم.
سلام :)
به دنبال سیمفونی بود که وبلاگ شما اومدم؛ احسنت ;)
تا حالا دل کسیرو شکستید؟
کسی که از شما توقع کمک داشته باشه
یا کسی که میتونستید کمکش کنیده نکردید.
من که اینکارو کردم.
نه راستش یادم نمیآید که حداقل تازگیها دل کسی رو شکسته باشم
salam
khobin shoma
deleton az chi gerefte
aslan chera gerefe
az kasi gerefte
ya az khodeton?
از هیچ کدوم. دل آدم بعضی وقتها همین جوری میگیره دیگه! ((:
خب. حتما عاشقی دیگه .
نه. بعضی وقتها آدمها حال و حوصله ندارند. یک کم شعر میخوانند، موسیقی گوش میکنند، تئاتر میبینند، حس و حالشان عوض میشود و تمام. ربطی به عشق و عاشقی نداره الزاما
خب ، شاید عاملش تنهائی باشه!
لازم به ذکر که من متاهل هستم!!
نه! من تنها نیستم و فکر نمیکنم ربطی هم به تنهایی داشته باشه. همه آدمها هر چقدر هم که تنها نباشند ممکن است، گاهی دلشان بگیرد. همین!
فرستادن دیدگاه تازه