مشتریانی از جهنم


تازگی‏های یکی از تفریحات من شده است خواندن وبلاگ Clients From Hell. این وبلاگ محشر است. خارق‏العاده است. اصلا حرف ندارد. یکی اش را با هم بخوانیم:

Client: “I have a great idea, and I’d like to bring you on board as a partner.”

Me: “Go on..”

Client: “It’s great. I want to recreate Google, but make it better.”

Me: “How?”

Client: “Well that’s where your expertise comes in.”

این یکی هم خیلی با حال است:

Your hourly rate is okay, as long as you don’t need more than an hour. And you can show me how you did it so I can do it on my own next time.

خلاصه خواندن مطالبش سرگرمی جالبی است.

SourceForge ایران را تحریم کرد

امروز می‏خواستم CloneZilla که یک LiveCD برای پارتیشن‏بندی است و خود GParted را به کار می‏گیرد، از SourceForge بارگزاری کنم که در کمال تعجب دیدم این آقای SourceForge احمق! ایران را تحریم کرده است:

Your request is being denied as it appears to be coming from a location banned by our Terms of Use.

بعد در Terms Of Useشان خواندم که کشورهای "کوبا، ایران، کره شمالی، سودان و سوریه" چون که وزارت بازرگانی آمریکا معامله با این کشورها را ممنوع کرده است، ساکنین این کشورها حق ندارند در SourceForge مطلبی بریزند یا از آن مطلبی را بارگزاری کنند. واقعا مرده شور این SourceForge و این گوگل احمق را ببرند .... خیلی مسخره است که در دنیای OpenSource این طور محدودیت‏های برای کاربران ایجاد شود. معلوم نیست ما را باش که برای استفاده از مطالب اینترنت هم باید با محدودیت داخلی مواجه باشیم هم با محدودیتهای خارجی این جوری.

نه هر درخت تحمل کند جفای خزان / غلام همت سروم که این قدم دارد

امروز دلم گرفته است و حسابی ویر شعرم می‏آید:
دلی که غیب نمای است و جام جم دارد / ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد
به خط و خال گدایان مده خزینه دل / به دست شاهوشی ده که محترم دارد
نه هر درخت تحمل کند جفای خزان / غلام همت سروم که این قدم دارد

رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست / نهد به پای قدح هر که شش درم دارد
زر از بهای می اکنون چو گل دریغ مدار / که عقل کل به صدت عیب متهم دارد
ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان / کدام محرم دل ره در این حرم دارد
دلم که لاف تجرد زدی کنون صد شغل / به بوی زلف تو با باد صبحدم دارد
مراد دل ز که پرسم که نیست دلداری / که جلوه نظر و شیوه کرم دارد
ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست / که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد

این ویدیو از پروژه ناتال برای کنسول 360 داره من رو دیوونه می‏کنه!

البته ممکن است فقط شلوغ‏بازی مایکروسافت باشه ولی اگر یک همچین چیزی واقعا بیاد بیرون، باید نینتندوها را کاملا دور انداخت!!!!

پ.ن: فوق‏العاده است. خارق‏العاده است. اصلا هیچ حرفی نمی‏شه زد. این یکی رو هم ببینید:

یادداشت دیگران: گوگل‌ ویو؛ ‌این‌ همه هیاهو برای چیست؟

لیو گراسمن،‌ مجله تایم
ترجمه: احسان نوروزی

گوگل با آن‌که به‌عنوان یک کمپانی توسط چند مهندس تاسیس شد و هنوز هم به‌طور گسترده‌ای توسط مهندسان اداره می‌شود، به نظر می‌رسد چیزهای بسیار زیادی درباره طبیعت و ماهیت انسان می‌داند. جدیدترین محصول گوگلی‌ها هم هم‌چون نخستین روزهای جی‌میل، فقط پس از دریافت دعوت‌نامه از کاربران معتبر قابل استفاده است. این شما نیستید که تصمیم می‌گیرید از گوگل ویو (Google Wave) استفاده کنید؛ گوگل باید شما را انتخاب کند و بلیت طلایی را در اختیارتان قرار دهد. چند روز پیش که دعوت‌نامه ویو بالاخره برایم ارسال شد، کم مانده بود که از شدت خوشحالی بال در بیاورم. در بخش‌هایی از ذهنم واقعا به این فکر می‌کردم که به جای استفاده از یک برنامه ارتباطی مرورگر- محور، وارد یک مهمانی واقعا باشکوه شده‌ام.

به نظرم این خوشحالی بی‌اندازه من، چندان بی‌مورد نیست، چون "گوگل وِیوْ" محیطی بسیار آزاد و فرح‌بحش برای کاربر فراهم می‌کند. مهم‌ترین کاستی آن این است که توصیف‌اش بی‌اندازه دشوار است. سخنگویان گوگل در توصیف "ویو" گفته‌اند که اگر ایمیل قرار بود به جای ۴۰ سال پیش امروز ابداع شود، قطعا به همین شکل می‌بود (واقعیت جالب این است که نخستین ایمیل در سال ۱۹۷۱ بین دو کامپیوتر دیجیتال PDP رد و بدل شد). این را هم به خاطر داشته باشید که تا اواسط دهه ۱۹۹۰ که استفاده از ایمیل رایج شد، محیط شبکه‌ها کاملا متفاوت از آن‌چه امروز می‌بینیم بود. پهنای باند بسیار محدود بود و شما از همه ابزارهای ممکن ارتباطی فقط یک مودم در اختیار داشتید و دل‌بسته آن بودید.

اما اکنون جهان ما سرشار از پهنای باند است و همه چیز هوشمندانه‌تر از گذشته شده است. حتی گوشی موبایل من قادر به انجام کارهایی است که در دهه گذشته تصورش هم ممکن نبود. گوگل، سرورهای خود را در مکان‌هایی به وسعت مزارع بزرگ مستقر می‌کند، اما ما هنوز هم یادداشت‌ها و نامه‌های الکترونیک خود را در حجم‌های کم و به‌صورت ساده رد و بدل می‌کنیم.

گوگل ویو، این پارادایم را کاملا در هم می‌شکند و همه توان و قابلیت‌های جهان به‌هم پیوسته و شبکه‌ای امروز را در آغوش می‌کشد. اینجا دیگر امواج، ایستا نیستند و حداکثر پویایی،‌ کنشگری و انعطاف‌پذیری را می‌توان به چشم دید و تجربه کرد. وقتی شما موجی (Wave) ارسال می‌کنید، شی‌ءای مجازی می‌سازید که توسط شما یا افرادی که برایشان ارسال می‌کنید، به اشتراک گذاشته می‌شود. شما می‌توانید در آنجا تایپ کنید، همه کسانی که روی آن موج هستند هم می‌توانند این کار را انجام دهند و همه این‌ها به جای این‌که مثل ایمیل از کامپیوتری به کامپیوتر دیگر منتقل شود، روی یک سرور مرکزی ذخیره می‌شود. همه می‌توانند چیزهایی که افراد دیگر تایپ می‌کنند را به‌صورت هم‌زمان ببینند. همه می‌توانند نوشته‌های دیگران را ویرایش کنند. با ایمیل‌های معمولی، فعالیت‌های ساده اشتراکی در یک لیست مشخص می‌تواند تبدیل به یک کابوس زنجیره‌ای شود؛‌ مجموعه‌ای از ایمیل‌های درهم و به‌هم‌ریخته، اما ویو همه چیز را مرتب و منظم نگه می‌دارد.

اما در این‌جا همه‌چیز به متن محدود نمی‌شود. شما می‌توانید عکسی را هم روی موج ارسالی خود بفرستید، و حتی فایل‌های سنگین‌تر و پویاتری را هم روی آن قرار دهید: فیلم، بازی، نقشه و ... . می‌توانید موج ارسالی خود را به وبلاگ‌تان ارسال کنید یا برای یک وب‌سایت بفرستید؛ در آنجا هم این موج هم‌چنان قابل ویرایش خواهد ماند و خاصیت اشتراکی خود را حفظ خواهد کرد و همه این‌ها در حالی است که آن‌چه عرضه شده، نسخه بتای این محصول است. ویو هم مثل خیلی چیزهای دیگر در این روزها، یک بستر مناسب و قابل توسعه است. گوگل برنامه‌نویسان را ترغیب می‌کند که برنامه‌های کاربردی دیگری را هم بنویسند تا بتواند به امکانات موجود در ویو بیفزاید. (نسخه کامل ویو، اواسط سال ۲۰۱۰ عرضه خواهد شد، با این حال فراموش نکنید که جی‌میل پنج سال به‌صورت بتا مانده بود.)

به‌طور خلاصه باید گفت گوگل ویو یک ابزار ارتباطی و تعاملی بسیار چشمگیر و با قابلیت‌هایی منحصر به‌فرد است. آن‌قدر حرفه‌ای است که نیاز کاربران متخصص را برآورده سازد و آن‌قدر کاربری آن آسان است که کاربران معمولی را هم راضی نگه دارد. ویو با توئیتر هم سازگار است و می‌توان از طریق آن توئیت‌ها را ارسال کرد. ویو ابزاری اجتماعی است و همانند فیس‌بوک می‌توان فایل‌های چندرسانه‌ای را هم در آن به اشتراک گذاشت. از این پس هر کسی بخواهد کلاینت ایمیل یا ابزاری اشتراکی تولید کند باید توجه خاصی به ویو داشته باشد.

اما با این همه، ویو از تعداد و حجم ایمیل‌های شما نخواهد کاست. ویو بیشتر شبیه به یک مسنجر بسیار توان‌مند است. ممکن است یک ساعت یا یک هفته طول بکشد تا شما به ایمیلی پاسخ دهید، اما کارکرد Real Time ویو به‌گونه‌ای است که حواس کاربر باید دائما متوجه آن باشد؛ درست مانند مسنجر، یا موبایل، یا حتی نوزادی که دائما گریه می‌کند. وقتی ویو روی کامپیوترتان باز باشد، سخت است که بتوانید روی چیز دیگری تمرکز کنید. این را نمی‌توان از معایب ویو دانست.

در هر صورت، بعد از Google Maps که در سال ۲۰۰۵ عرضه شد، این بهترین محصول ارائه شده توسط این کمپانی است. اساسا منابع مالی گوگل بیشتر از همه کمپانی‌های مشابه در جهان است و از این منابع هم به بهترین نحو برای استخدام هوشمندترین متخصصان بهره گرفته است.

همیشه این‌طور نخواهد ماند. ما عادت کرده‌ایم که گوگل بهترین ابزارها را رایگان در اختیارمان بگذارد. فراموش نکنیم که گوگل یک کمپانی عمومی است که باید از آن‌چه ارائه می‌کند درآمدهایی به دست آورد. گوگل برای کسب درآمد از محصولات خود دو راه دارد: قرار دادن تبلیغات در آنها - هم‌چون یوتیوب و جی‌میل - یا جذب کردن افراد و کشاندن آنها به اکوسیستم گوگل، تا بتواند مشتریان محصولات خود را در مسیرهایی قرار دهد که تبلیغات در آن نصب شده است (باز هم مثل یوتیوب و جی‌میل).

وقتی عضویت‌تان پذیرفته شد، گوگل به شما این امکان را می‌دهد که هشت نفر دیگر را هم برای استفاده از این ابزار خارق‌العاده دعوت کنید.

منبع: Time

Syndicate content